|
اشک انتظار
|
|
|
دانی که انتـــــــــظار تو با ما چه مـــی کند؟ طوفان ببین به پهنه ی دریا چه می کند
آشفــته ام چـــو مــوج بــه دریـــای زندگـــی آشفتگی ببـــــین به دل ما چه می کند
یک دم بپرس از این همه غم ، این همه بلا در خاطر شکسته ز غم ها چه می کند
دور از بهـــار روی تــــو بی بـــرگ مـــانده ام بی برگ و بار مانده به دنیا ،چه می کند
بنـــشــین ز راه لطـــف دمــــی در کـــنار دل آخر بپرس این دل تنـــــــها چه می کند
|
|
جمعه بیستم مهر 1386 |
|
|
| |
|
امام رضا(ع)
|
|
|
تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه**هوایی شده بره پابوس امام رضا
اما هی فکر می کنه اونجا جای کفتراس**آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس
من که توی سیاهیها از همه روسیاه ترم *میون اون کبوترها ب چه رویی بپرم؟
تو همین فکرا بودش کلاغ عاشقمون*یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون
که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو*به سیاهی دل نبند تو یه زارعی برو
من که توی سیاهیها از همه روسیاه ترم*میون اون کبوترها با چه رویی بپرم؟

|
|
جمعه بیستم مهر 1386 |
|
|
| |